سوگواران تو امروز خموشند همه که دهانهای وقاحت به خروشند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست زان که وحشت زدهی حشر وحوشند همه
آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی روزها شحنه و شب، باده فروشند همه
باغ را این تب روحی به کجا برد که باز قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هر آن قطره، ز آفاق هر آن ابر ببار بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه
گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه
به وفای تو که رندان بلاکش فردا جزبه یاد تو و نام تو ننوشند همه
شعر از محمد شفیعی کدکنی
این شعر با صدای « علیرضا قربانی »
ما را در سایت عملیات فتح چهار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 149